عبد الرزاق اللاهيجي
312
گوهر مراد ( فارسى )
خير محض بودن ، فوق التمام است . و معنى فوق التمام ، چنان كه « 1 » گذشت آن است ؛ كه هر خيرى و وجودى و كمال وجودى از او مترشّح و فايض گردد . و همچنين اشتمال نظام كل نيز بر مصالح و منافع مذكوره بنابر خيريت اوست . چه نظام خير آن است كه مشتمل بر وجوه خيرات و منافع باشد . و شك نيست كه واجب الوجود عالم است به ذات خود و به اينكه ذات او خير محض و مبدأ فيضان خير مشتمل بر وجود نظام خيرات است ؛ پس لا محاله ارادهء ذاتى او متعلّق باشد به فيضان او ؛ و چون ارادهء ذاتى قصد نمىتواند بود بنابر لزوم استكمال ؛ چنان كه دانسته شد . پس ارادهء مذكوره رضا باشد ؛ و اين است معنى قول حكما كه واجب الوجود فاعل بالرضاست نه فاعل بالقصد ؛ چه رضا ارادهاى است « 2 » كه متعلق به سافل تواند « 3 » شد و مستلزم استكمال نيست ، به خلاف قصد . و شيخ در كتاب مبدأ و معاد گفته : اگر كسى اين معنى را ؛ يعنى تعلق اراده واجبى را به نظام كل ، و ايجاد نظام كل را به محض خيريت قصد نام كند ؛ مضايقه در آن « 4 » نيست و اين « 5 » كلام شيخ مؤيد تحقيقى است كه مذكور شد . و بالجمله معنى « 6 » عنايت واجب الوجود ، علم اوست به نظام خير ، به وجهى كه مبدأ فيضان نظام خير باشد .
--> ( 1 ) ب : چنانچه . ( 2 ) الف : آن است . ( 3 ) الف : نتواند . ( 4 ) ب : او . ( 5 ) ب : معنى . ( 6 ) ب : « معنى » ندارد .